تست هوش با پاسخ الهه مرگ و درخواست پسران مرد شکارچی

699

در این معما از وبسایت با آموزگار، با درخواست عجیب پسران شکارچی از الهه مرگ روبرو می شویم.
با این تست هوش همراه ما باشید.

با یک معمای بسیار قدیمی همراه شما هستیم.
در کلبه ای دور افتاده در یک جنگل، مردی شکارچی با سه پسر خود در کلبه ای زندگی می کرد.

روزی روزگاری، در کلبه ای دور افتاده در یک جنگل، پدری شکارچی با سه پسر خود زندگی می کرد. روزی این پدر برای شکار به جنگل رفته بود، ناگهان از روی اسبش به زمین افتاد و به شدت آسیب دید. روز به روز حال پدر وخیم تر می شد و فرزندانش بینهایت غمگین بودند. ناگهان، الهه مرگ برای گرفتن جان پدر، به کلبه آنها آمد. پسر بزرگتر از الهه مرگ خواهش کرد چند سالی به آنها مهلت دهد تا بیشتر با پدرشان باشند. الهه مرگ قبول کرد و رفت اما دو سال بعد بازگشت تا کار نیمه تمامش را تکمیل کند.
اینبار برادر وسطی از الهه مرگ خواهش کرد که باز هم چند سالی به آنها فرصت دهد. مرگ باز هم پذیرفت و رفت. ۳ سال بعد بازگشت و به خانه آنها رفت.
اینبار کوچکترین پسر از الهه مرگ اینچنین درخواست کرد :
“من این شمع را روشن می کنم. هر زمان که فتیله این شمع تا آخر سوخت، بازگرد و جان پدرمان را بگیر!”
دو برادر دیگر از درخواست برادر کوچکشان به شدت مات و مبهوت ماندند. مرگ لبخندی زد و با درخواست برادر کوچک، موافقت کرد و رفت.
سال ها از آن زمان گذشته است ولی الهه مرگ هنوز باز نگشته است! به نظر شما چرا مرگ هنوز جان پدر آن ها را نگرفته است؟
در ادامه می توانید جواب را مشاهده کنید ….
برای مشاهده پاسخ معما بر روی باکس پاسخ معما در زیر کلیک کنید.
سعی کنید حتما قبل از بررسی جواب معما و تست هوش در زیر، در ابتدا استعداد و توانایی خود را به چالش بکشید و پس از حدس پاسخ های احتمالی، پاسخ‌های خود را با جواب صحیح معما و تست هوش در زیر صحت‌سنجی کنید.

پاسخ تست هوش :

پس از رفتن مرگ، پسر کوچک بلافاصله شمع را خاموش می کند و به این ترتیب، فتیله شمع دیگر نمی سوزد تا به انتها برسد!
به کمک لینک های اشتراک گذاری در بالا و پایین مطلب، این تست هوش با جواب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
منبع آی هوش
ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.