داستان پند آموز پوپک در دام بچه ها

49

در این مطلب با داستان پند آموز پوپک (هدهد) در دام بچه ها همراه شما هستیم.

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.

پویکی در جنگل برای خودش لانه و آشیانه داشت. روزی هوای تماشای شهر به سرش زد، آمد توی شهر و بالای دیوار بلندی نشست و آواز را ول داد. بچه که صدای آواز پوپک را شنیدند رفتند توی این فکر که دامی بگسترند و پوپک را بگیرند.

سرگرم دام گستری شدند. پوپک وقتی این را دید خنده را سر داد. درین میان موبد دانا سرشت و یارانش به آن جا رسیدند گفت:‌

“ای پوپک به چه می خندی؟”

گفت: “به بی خردی این بچه ها که برای من دام پهن می کنند! من که از روی هوا آب را در زیر زمین می بینم؛ دام این بچه ها را نمی بینم؟”

موبد گفت:” غره نشو و بیخود نخند می ترسم که بدام بیفتی.”

بشنوید از بچه ها، وقتی که دام را درست کردند یکی از آن ها گفت:”دام بی دانه که به درد نمی خورد. کدام شکاری در دام بی دانه افتاده است؟ فوری بچه ها به دنبال دانه برای دام رفتند. ملخی و کرمی پیدا کردند، توی دام گذاشتند و کنار رفتند.

پوپک از بالای دیوار رفت تو نخ کرم و ملخ، همچین که دام را فراموش کرد و از بالای دیوار یک راست به هوای کرم و ملخ آمد پایین و گرفتار شد. بچه ها از گوشه و کنار جستند بیرون و پوپک را گرفتند و نخ به پایش بستند و این در و آن در می کشیدند.

در این میان موبد دانا سرشت پوپک را در دست بچه ها گرفتار دید. جلو آمد و پرسید:

“ای پوپک! مگر تو به بی خردی بچه نمی خندیدی و نمی گفتی من که از روی هوا آب را در زیر زمین می بینم چه جور دام این ها را نمی بینم؟”

گفت:” چرا اما اهریمن آز با پنچ انگشت مرا کر و کور و لال کرد. با دو انگشت دو چشمم را گرفت که دام را نبینم. با دو انگشت گوشم را گرفت که پند موبد دانا سرشت را نشنوم و با یک انگشت دهانم را بست که نپرسم چه کنم. دستم به دامت ای موبد! مرا از چنگ این ها رها کن.”

موبد بچه ها را صدا زد و گفت:” آزار مرغ بی آزار کار زشت اهریمن است، خوب است که پرنده را ول کنید.

بچه ها فوری پوپک را رها کردند تا به طرف جنگل پرواز کند. پوپک پرید و رفت و هنوز هم در پرواز است.


معرفی پرنده پوپک ( هد هد )

هُدهُد ، شانه‌بسَر، پوپک و مرغ سلیمان از اسامی این پرنده هستند. این جانور زیبا پرنده‌ای از راستهٔ سبزقباساناناست. این گونه تنها بازمانده از خانوادهٔ زیستی خود هدهدیان است.

این پرنده نام‌های مختلفی در زبان فارسی دارد. هدهد و شانه به‌سر دو نام اصلی اویند که اولی به صدای وی و دیگری به کاکل شانه‌مانند روی سرش اشاره دارد. پوپک نام دیگری است که از پوپ به معنای تاج پرندگان گرفته شده و مرغ سلیمان هم نامی ست که به نقش وی در ماجرای پیامبری او از سلیمان به بلقیس ملکهٔ سبا اشاره دارد.

ار این پرنده در ادبیات و شعر بسیار یاد شده است. یکی از ویژگی های منحصر به فرد این پرنده تشخیص وجود آب در زیر زمین است.

قصه پند آموز پوپک در دام بچه ها

تنظیم : با آموزگار

منبع کتابک
ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.